ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

لالایی پاییز

لالا لالا که باد اوومد... چه بی پروا و شاد اوومد ... لالا لالا گل مهرم ... شب مشق و مداد اوومد لالا لالا گل آلو .. نه سیب مونده نه زرد آلو ... میون باغ روشن شد ... چراغ گرم خرمالو لالالا فصل پاییزه ... کمی دنیا غم انگیزه .. ببین برگ درختا رو ... چطوری باد میریزه لالا لالا گل پونه ... یکی اوومد در خونه ... نترسی نازنین من ... صدای پای بارونه لالا بارون لالا جر جر ... شد اینجا خونه ی هاجر ... لالا لالا گل نازم ... زمین و آسمون شد تر لالا گنجشک تر لالا ... به روی بوم و در لالا ... به روی شونه شاخه ... کلاغ خوش خبر لالا لالا لالا گل مریم ... داره بارون میاد نم نم ... صدای باد میپیچه ... که آبان میرسه ...
9 آذر 1391

لالایی زمستون

لالا لالا وقت لالا شد... شروع فصل سرما شد... نکن گریه گل نازم... که بغض آسمون واشد گل نرگس لالا لالا ... زمستون اومده حالا... صدای پای برف اوومد ... صدای صحبت سرما بازم برف سپید اومد... به مهمونی بید اوومد... نشست اروم بر شاخه ... همه برگهارو چید اوومد لالا لالا وقت سرما شد... میون دشت غوغا شد... عروس کوه با لبخند...  لالا لالا چه زیبا شد لالا لا برف و یخ لالا ... عروس خانوم از اون بالا ... داره میبینه عکسش رو ... توی آیینه دریا لالا لالا خبر لالا ... شب اومد پشت در لالا ... درخت خونه ما هم ... شده چادر به سر لالا لالا لالا چمن لالا ... درخت نارون لالا ... بخوابین که زمستونه .. گلهای نسترن لالا...
9 آذر 1391

صدای تو...

از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم . .           ...
8 آذر 1391

عشق من....!!!

به نام بالاترین و بهترین عشق به نام پاکترین و جاودانه ترین عشق به نام خداوند بخشنده و مهربان گاهی وقتها قلب یک انسان پر از رازهای نهفته است. گاهی وقتها قلب یک انسان پر از درد دلهایی است که به زبان آوردنش سخت است. ...و اینجاست که قلم و کاغذ بهترین همدل برای ما هستند. من نیز درد دلم را ، درد دل همه را بی پرده و ساده مینویسم . مینویسم تا همه ساده بخوانند و ساده درک کنند. شاید متنهای من تجربه ای برای زندگی خیلی از انسانها باشد ، شاید تکرار خاطره ها ، یا شاید درک کردن معنای عاشق شدن و عاشق بودن. شاید عاشقیم و میدانیم عشق چیست شاید عاشقیم و نمیدانیم معنای عشق چیست شاید عاشق نیستیم و میخواهیم معنای عشق را بدانیم یا شاید عاشق نیستیم و نمیخواهیم عا...
7 آذر 1391

پسرم...

  پسر ِخوبم! میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! ... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی پســ ـرم...... مامانت برای تو حرف هایی داره حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره... عزیزدلم! یک وقتهایی....   پسر ِخوبم! میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! ... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی پســ ـرم...... مامانت برای تو حرف هایی داره حرف هایی که به درد روزهای عاشق...
6 آذر 1391

100 روز با آرتین

پسرم امروز 100 روزه شد خداروشکررررررررر کم کم داره شیرین کاری هاش شروع میشه دیگه مامان  رو میشناسه وتا منو میبینه واکنش نشون میده  با صدای بلند حرف میزنه وصداهای عجیبی از خودش درمیاره که برای من بسیار دلنشینه جدیدا یاد گرفته پسرم دستشو بیاره بالا وبگیره جلو چشماش البته قول میدم ندونه چیه  ولی خیلی با تعجب نگاه میکنه پاهاشو محکم میکوبه به زمین وطی یک عملیات چریکی طول تشکش رو طی میکنه صبح ها گاهی میبینم که سرش اومده انتهای تشک  وداره غرغر میکنه  به نسبت خابش تنظیم شده و ساعت بیشتری رو شیرمیخوره   گاهی هم اب دهنش روون میشه که به قول مامان جون میگه داره دندون درمیار...
26 آبان 1391

1+1=3

صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد نگاهت را می خواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد خیالت را می خواهم تا خاطر لحظه های فراموشم باشد دستها یت را می خواهم تا نوازشگر اشکهایم باشد وتنها خنده هایت را می خواهم تا مرحم کهنه ی زخمهای زندگی ام باشد آری تنها تو را می خواهم   ...
22 آبان 1391

آرتین تمام نا تمام من

یه چیکه شادی یه مشت ستاره یه دل که هیچوقت آروم نداره ما با همینا خوشبخت و شادیم ما حک شدیم تو برگای تقویم ما با همینا خوشبخت و شادیم بخند آرتین فردا توراهه حلقه ایی از نور تو دست ماهه آرتین شب قرق رازه پنجره های خوشبختی بازه می خوام تو چشمات اشکی نلغزه جوری بیام که برگی نلرزه بزار که قلبم پیشت بمونه تا دنیا شکل رویاهامونه به فکر اینم که غم بمیره چیزی نگم که دلت بگیره با تو روو ابرا قدم گذاشتم من آرزویی جز تو نداشتم....... ...
16 آبان 1391